چندهمسری مردان، به‌مثابه حق زنان (2) (وضع موجود)

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
و لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

.

 در مطلب گذشته به چند نمونه از برخوردهای اشتباه جامعه با مسئله تعدد زوجات اشاره شد. در ادامه به برخی دیگر از مشکلات موجود در این زمینه اشاره می‌شود.

3-ارائه الگوهای غلط

یکی از مشکلات مهم وضع موجود در مورد چندهمسری مردان، الگوسازی غلط در این زمینه بوده است. بار مهم این نوع الگوسازی بر دوش رسانه و فیلم و سریال‌هاست. به تصویری که ما از چندهمسری در ذهن داریم توجه بفرمایید:

الف: مرد میان‌سال ثروتمندی مدیر یک شرکت است که ازقضا خانم جوان خوش‌سیمایی منشی اوست، پس از مدتی این دو نفر به یکدیگر علاقه‌مند می‌شوند و مخفیانه به ارتباطشان ادامه می‌دهند. همسر اول از شواهد موجود مشکوک می‌شود و... (ادامه ماجرا را همه می‌دانیم...)

ب: دختر جوانی از سر بیچارگی و نداری همسر مرد پیری می‌شود و ....

ج: و داستان‌های دیگر! آیا این داستان‌سرایی‌ها و تصاویر ذهنی کاملاً مطابق با واقعیت‌اند؟ اگر بله تا چند درصد؟

آیا ما الگوی موفق چندهمسری نداشته‌ایم؟

صد درصد داشتیم اما شیطان تمام تلاشش را کرده تا تمام راه‌های حرام بازشوند و تمام راه‌های مشروع ازدواج بسته.

بنده چند الگوی موفق چندهمسری دیده و شنیده‌ام.

از شنیده‌ها، خانواده پدری استاد علی صفائی حائری که در کتاب نامه‌های بلوغ شرحش را دادند، دیگری آیت‌الله شاه‌آبادی استاد عرفان امام که چهار همسر داشتند و همه به عدالت ایشان اذعان داشتند و برای نماز به ایشان اقتدا می‌کردند، نمونه‌ی دیگر هم که از استادم شنیدم، یکی از بستگان ایشان بود که دو همسر اختیار کردند و رفتار این مرد به‌گونه‌ای بود که نزد هر همسر می‌رفتند جوری رفتار می‌کردند که گویا همسر دیگری ندارند. به همین دلیل خانواده موفقی بودند و مشکلی هم نداشتند.

موردی هم که دیدم، اولین بار که به سفر کربلا مشرف شدم روحانی کاروان ما دو همسر داشتند و با هر دو و بچه‌هایشان به سفر آمده بودند. هم خانم‌ها باهم ارتباط خوبی داشتند و هم بچه‌ها. هر دو همسر هم تقریباً در یک محدوده سنی بودند و به لحاظ ظاهری هم شبیه به یکدیگر.

از این نمونه‌ها بگردیم در اطرافمان هستند به شرطی که بخواهیم ببینیمشان.

نشان دادن فجایع این خانواده‌ها کمکی به رفع ظلم و مشکلات موجود نخواهد کرد. یکی از راهکارها برای حل معضلات موجود الگوسازی صحیح است.

 .

4-خلأ قانونی

اگر نگویم مهم‌ترین، بدون شک یکی از بزرگ‌ترین مشکلات در حوزه چندهمسری، خلأ قانونی است؛ همانند بسیاری از خلأهای دیگر که در قوانین خانواده‌داریم. تنها قانون موجود که به‌ظاهر برای سامان دادن به این مسئله وجود دارد، قانون اجازه همسر اول است و مرد (ظاهراً!) نمی‌تواند بدون این اجازه ازدواج کند. مشکلات این قانون فعلاً موضوع بحث ما نیست. اگر بنا بر قانون‌گذاری است، باید در ابتدا قانون احراز عدالت مرد با مصادیق مشخص آن باشد و سپس قوانین حمایتی برای همسران آن مرد تا مورد ظلم واقع نشوند.

.

همه‌ی موارد بالا درمجموع باعث ایجاد موانع مختلفی در مسیر اجرای صحیح چندهمسری شده است. مهم‌ترین آن‌ها، موانع عرفی است که در مطالب بعدی ان‌شاءالله در مورد آن بحث خواهد شد.

 

ناشناس
۲۵ مهر ۹۶ , ۱۰:۲۳
شاید یه عده فکر کنن بزرگترین مشکل در این مسئله چند همسری، نگرش زنان مخصوصا همسران اول مردهاست
به عنوان یک مرد معتقدم در روال نشدن این مسئله در جامعه ما، مقصر اصلی مردها هستن

حل این مسئله هم سهل هست هم همت میخواد شاید نظرم نیاز به بسط داشته باشه اما اجمالا عرض میکنم:
اگر مردهای مومن اهل مراقبه جدی نسبت به نامحرم باشن و به حقیقت به این مراقبه اهتمام داشته باشن خدا دلهای همسرانشون رو از انحصار طلبی خارج میکنه
دلها دست خداست مسئله عدالت مردان هم مسئله درستی هست

پاسخ :

بله مقصر اصلی مردها هستند، اما دامن زننده به عرف اشتباه عمدتا خانم ها هستند.
در مورد انحصار طلبی زنان هم به نکته خوبی اشاره کردید. متشکرم

بعدا نوشت: اگر زمانی فرصت کردید در مورد نکته آخری که فرمودید بیشتر توضیح بدهید.

در مرحله انتخاب برای ازدواج و پیش از آن هم چشم بستن از حرام یک اصل هست. خداوند با چشم پوشی از حرام انسان را از حلال غنی می کند.
احتمالا یکی از شروط تحقق این روایت هم همین باشد: کسی که دختری را به خاطر ثروت و زیبایی اش بخواهد به آن نمیرسد ولی اگر به خاطر دینش بخواهد به هر دو می رسد.
لوسی می
۲۵ مهر ۹۶ , ۱۲:۳۳
خب به نظرم نمیشه این رو ادعا کرد. در مورد مشکل نداشتن اون خانواده ها.
راستش من خودم میشناسم از مشاهیر منابر که برای جلساتشون سر و دست شکسته میشه و ایشون دو همسر دارند. خب اینی که ما می بینیم از همسر اولشون و بچه هاشون که با هم رابطه داریم، اینه که بله مشکلی ندارند و همه چیز خوبه. اما اونی که از برادر همسر اولشون(که فامیل درجه یک ما محسوب میشه) شنیده میشه نشان از این داره که همسر اول رسما با این اتفاق افسرده و شکسته شده با اینکه اون آقا برای ازدواج مجدد اجازه ی همسرش رو هم گرفته و بعد ازدواج کرده. خب قطعا اونها نمیان جلوی ما بروز بدن که چقدر مشکل دارن.
استاد صفائی حائری خودشون هم دو همسر داشتند. اما جایی حرفی از خانواده ی دومشون نیست عملا.
این آقای برادرخانمی که تو مثال اول عرض کردم وقتی متوجه شد که استاد صفائی حائری دو همسر داره کلی از ایشون حمایت کرد (استاد حائری از دوستان خانوادگی اینها بودند) که کار خوبی کرده و امثالهم، اما وقتی این اتفاق برای خواهر خودش افتاد، با اینکه با شوهرخواهرش رابطه ی دوستانه ی سی و چهل ساله داشتند اما دیگه نتونستند با هم مثل قبل باشند. این آقای برادرخانمی که دارم میگم خودشون از مشاهیر روحانیت هستند.
منظورم اینه که ما اون چیزی که می بینیم لزوما چیزی نیست که حقیقت داره.
کلا منظورم این نبود که چند همسری بد است! اما واقعا خوب هم نیست! من که فکر نمیکنم علما خودشون توصیه به این موضوع داشته باشند. و در سیره ی عملی خیلیهاشون هم نمی بینیم واقعا و گاهی نهی هم میکنند. معدودند کسانی که این اقدام رو انجام داده باشند و خب ما میگیم احتمالا توجیه خاصی داشته ن برای عملشون. و قضاوت هم با خداست.

پاسخ :

من منکر مشکلات این طور زندگی ها نیستم، اما باید دید ریشه این مشکلات از کجاست؟ ظلم مرد؟ فشار عرف؟ تفکرات نادرست؟
با اون خانم هم باید رفت نشست و صحبت کرد. تا فهمید مشکل اصلیشون کجاست. ما در اکثر مشکلاتمان ریشه اش برمیگردد به فکرهای اشتباه و در نتیجه عدم برخورد صحیح با مشکل.
مثلا همین چند لحظه پیش با یکی از دوستانم که تجربه های ناگواری در برخورد با مردان غیر متعهد به اخلاق داشت در مورد ازدواجش صحبت می کردیم و گفت از کجا معلوم همسر آینده ام شبیه این مردان نباشد؟ می بینید این فکر نادرست کلی باعث آزار روحی و روانی این دختر شده بود.
خیلی از ماها مهارت مواجهه با مشکلات را یاد نگرفتیم.
مسئله من هم حل این گره ها و مشکلات هست نه روندی که در پیش گرفته شده.

چندهمسری به روش فعلی خوب نیست اما قابلیت اصلاح دارد از دیدگاه من و می تواند خوب هم بشود.

ناشناس
۲۵ مهر ۹۶ , ۱۸:۰۸
قبل از اینکه توضیح بیشتر بدم یه سوال دارم
شما به عنوان یک خانم جواب دقیق تری میتونید بدید

خانمهای مجرد موضعِ مخالفِ بیشتری نسبت به چند همسری مردان دارن یا خانم های متاهل؟
من به تجربه دیدم برخی خانمها در زمان مجردی شون از مسئله چند همسری مردان دفاع میکردن اما وقتی متاهل شدن یا موضعشون عوض شد یا سکوت کردن...

یه نکته ی ظریفی داره... اگر احتمال من بر موافقت بیشتر خانم ها در زمان مجردی بر چند همسری مردان درست باشه به نظرم راحت تر میتونم توضیح بدم نظر اولم رو

پاسخ :

بله خانم های مجرد موضع موافق تری دارند نسبت به خانم های متأهل
ناشناس
۲۶ مهر ۹۶ , ۰۹:۱۶
قبل از بیان نظرم عرض کنم که همونطور که اشاره کردید چند همسری آخرین راه هست و بیشتر یه راهکار برای خروج جامعه از بحران هست... که البته نظراتی خودم دارم که آخرین راه بودن چند همسری رو خیلی پررنگ تر جلوه میده...

اما توضیح اون نکته:
دستورات دین همسو با فطرت انسانهاست... وقتی راه چند همسری رو برای مردان باز کرد یعنی انحصاری دانستن مرد برای زن در عالم زوجیت در فطرت زن نیست...
اما ما امروزه به وفور شاهد این حس انحصار طلبی توسط زن ها هستیم...
چرا؟
در پاسخ میتونیم به افکار اشتباه و تلقی اشتباه اونها از مسئله اشاره کنیم... این صحیح هست... اما دلیل کافی ای نیست...
حتی میشه جو غالب بر جامعه و تاثیرش رو افکار زنها رو هم به عنوان پاسخ ارائه بدیم اما باز هم کافی نیست...
من مدعی هستم که اینها دلایل اصلی هم نیست... هر چند دلیل درستی هستن...

باید بدانیم انحصار طلبی در فطرت زن نیست... اما وقتی شاهد انحصار طلبی زنها هستیم اختلالی وجود داره...
من معتقدم در بسیاری از موارد اگر زن به تمام حقوقی که باید از شوهرش دریافت کنه برسه و با حفظ کرامت و عزت نفس هم برسه... تمام حقوق از جمله محبت سرشار همسر... توجه همسرش... و... این زن به تعادل می رسه...

زنی که به تعادل برسه انحصار طلب نیست... و اگر حکم خدا بر این باشه که همسرش ، زن دیگری اختیار کنه میپذیره...
مردها اگر بخوان توجه شون به همسرشون ، واقعی باشه و اثر درست خودش رو بذاره عمیقا باید از حرام چشم بپوشن... حتی اگر در جلوی همسر اهل رعایت باشن اما در دل خودشون اهل مقایسه های نادرست باشن اثر منفی خواهد گذاشت...

این مراقبه از سوی مرد واقعا باید درونی و از سر صدق باشه... وقتی مراقبه نسبت به غیر پیش اومد توجه نسبت به همسر واقعی و حقیقی میشه... طوری که همسر واقعا به این باور میرسه که برای همسرش یک دانه هست... چه اینکه برای مرد هم این باور حاصل میشه که همسرش واقعا تک هست و خدا هدیه ای خاص به او داده... چه اینکه حقیقت هم همین است

توجه حقیقی مرد به همسرش ، همسرش رو از فضای رقابت خارج میکنه... و به فطرت باز میگردونه...
این جمله که میخوام بگم مطلق نیست اما غالبا اینطوره که انحصارطلبی زنها نتیجه بی توجهی یا کم توجهی مردانشان هست...

من برای مشکلی مشابه (مسئله چند همسری نبوده) نزد استادی بزرگوار رفتم ایشون برای حل مسئله هیچ توصیه ای در مورد همسرم نکردن بلکه فقط به من فرمودن مراقبه درونی ات رو نسبت به مسئله نامحرم بیشتر کن مشکل حل خواهد شد... تعجب کرده بودم چون من اهل رعایت بودم حتی اهل شوخی با نامحرم یا سخنی اضافه با نامحرم هم نبودم... اما برخی بی توجهی ها موجب میشد که توجه ام به همسرم اثر واقعی نداشته باشه
تقریبا بعد از گذشت دو سال متوجه جان کلام استاد شدم... 

پاسخ :

در مورد حس انحصار طلبی زنان به نکات خوبی اشاره کردید. و مهم ترن جمله این بود: «در بسیاری از موارد اگر زن به تمام حقوقی که باید از شوهرش دریافت کنه برسه و با حفظ کرامت و عزت نفس هم برسه... تمام حقوق از جمله محبت سرشار همسر... توجه همسرش... و... این زن به تعادل می رسه...
زنی که به تعادل برسه انحصار طلب نیست... و اگر حکم خدا بر این باشه که همسرش ، زن دیگری اختیار کنه میپذیره...»

اما این موضوع حکمتی دارد. از دیدگاه بنده حکمتش عدم میل زنان به بیش از یک همسر هست. و زنانی به مردان دیگر متمایل می شوند که به لحاظ عاطفی از جانب همسرشان اغناء نشده باشند.

قصدم این بود که ان شاء الله در یکی از مطالب آتی مفصل به همین موضوع اشاره کنم. و اگر اجازه بدهید از دیدگاه شماهم در آن مطلب استفاده خواهم کرد.

با سپاس از نظر تکمیلی و وقتی که گذاشتید.
مدافع ولایت
۲۹ مهر ۹۶ , ۱۱:۴۹
در اتوبوس اردو نشسته بودم، یهو صدای اعتراض ی دختر را شنیدم.

دهه شصتی به دهه هفتادی گفت : شما حق ما دهه شصتی هارا میخورید!

بنده خدا دهه هفتادی ها و واج نگاه میکرد، که من چه گناهی دارم که خودم هنوز مجردم!!


امروز مطلبی راخواندم و به حقانیت دهه شصتی پی بردم!

ب ازای ازدواج هردختر دهه هفتادی با پسر دهه شصتی ، یک دختر دهه شصتی محکوم ب تجرد قطعی می شود...


نمی دانستم ما دهه هفتادی ها می توانیم چنین ظلمی بکنیم...

کاش به صورت گسترده گفته شود، تا حداقل دغدغه مندان رعایت کنند.

پاسخ :

این ماجرا واقعا اتفاق افتاده بود؟

این طور که ما تصور می کنیم دختران دهه هفتادی خیلی هم خوشبخت نیستند، اکثر طلاق ها برای این دهه است.

والبته حرفی که شما زدید هم به واقعیت آماری نزدیک هست.
یک مدتی گفته میشد که دختران دهه هفتادی سهل گیرتر هستند و سخت گیری دختران دهه شصت را ندارند. اما برخی شواهد نشان میدهد این گونه نیست.
این که یک دختر دهه هفتادی با هشت نه سال اختلاف سن با یک پسر دهه شصتی ازدواج می کند، از معیارهایش نسبت به خیلی موارد مالی و تحصیلی کوتاه نیامده.
یک پسر سی ساله دهه شصتی، سربازی رفته، تا مقطع دکتری درس خوانده، شغل دارد و احتمالا امکان تأمین خانه هم دارد.
معلوم هست که خانواده دختر از خدا خواسته تمایل به ازدواج دخترشان با چنین پسری را دارند.

بنده این کینه به دل گرفتن دختران دهه شصتی از دختران دهه هفتادی را صحیح نمی دانم.
به لحاظ دینی این ازدواج مذموم نیست و ظلم هم محسوب نمی شود.
 در کل ما در تمامی اشکال ازدواج مشکلات بنیانی داریم که اگر این مشکلات نبود، ازدواج با این اختلاف سن در نظرمان ظلم به حساب نمی آمد.
مسئله ازدواج و حساب و کتابش نزد خداوند پیچیده تر از این است که بگوییم عدم ازدواج دختران دهه شصت تقصیر دختران دهه هفتاد است. رزق کسی در نزد خداوند گم نمی شود.

خدا صاحبمان را برساند ...
...
۲۹ مهر ۹۶ , ۲۲:۲۸
رزق کسی در نزد خدا گم نمیشه ولی حضرت علی ع می فرماید که یک نفر میتونه رزق نفر دیگر را از او دریغ کنه...

پاسخ :

اصل متن روایت به عربی را لطف می کنید برای ما بگذارید؟

آیا مصداق رزق در روایت عام بوده؟ یا رزق خاصی مد نظرشون بوده؟

چون دایره رزق در دین بسیار وسیع هست. از رزق علمی، تا مادی و معنوی و...

و اطلاع ندارم زوج در روایات مصداق رزق هست یا خیر.

باید ببینم سر فرصت تا بتوانم پاسخ کاملتری برای شما داشته باشم ان شاء الله
ضحی
۰۱ آبان ۹۶ , ۱۰:۲۷
سلام.


بله اتفاق افتاده!

مطلب زیر از جوشکاری۴۴۲ کپی شده...وبلاگ آقای عالمی.

دهه هفتادی با جواب رد دادن به پسرهای دهه شصتی‌ باز هم شانس ازدواج خواهند داشت اما اگر جواب رد ندهند و خواستگار دهه شصتی‌شان را بپذیرند به صورت هم زمان شانس ازدواج یک دختر دهه شصتی را به صفر می‌رسانند. این را به همه اعلام کنید، هر یک ازدواجی که در میان سی ساله‌ها با فاصله سنی بیشتر از چهار سال اتفاق بیافتد یک دختر سی ساله را گرفتار تجرد قطعی کرده است.

دخترهای دهه هفتادی با جواب رد دادن به پسرهای دهه شصتی، شانس ازدواج خودشان را از دست نمی‌دهید. زیرا با بالا رفتن سن ازدواج در میان پسرها تا 29 سال امروز زمان ازدواج پسرهای دهه شصتی است و با فاصله شش ساله‌ای که ایرانیان در گذشته به صورت سنتی بین زوج و زوجه رعایت می‌کرده‌اند، پسرهای مجرد دهه شصت و پسرهای دهه هفتاد به صورت هم زمان مشتاق ازدواج با دهه هفتادی‌ها هستند.

اما مشکل انجاست که دختران دهه شصت هیچ گزینه‌ای جز پسرهای هم سن و سال خودشان ندارند. علت این مساله این است که کشور در دهه شصت و خصوصا در سال 1365 شاهد جهش جمعیتی شده و اگر تمام پسرهای دهه پنجاه با دخترهای دهه شصت ازدواج کنند و هیچ کدام از ایشان مجرد نمانند به علت افزایش توالد در سال‌های دهه شصت و ازدواج نکردن پسرهای دهه شصتی با دخترهای هم سن و سالشان، یک میلیون دختر از نعمت همسر هم‌سن بی‌بهره خواهند ماند.

ممکن است بپرسید حال که کشور با یک میلیون خطر اجتماعی مواجه است و این خطر جز با یک میلیون اراده آهنین و فهم دقیق درمان نمی‌شود، با جواب رد دادن من به خواستگار دهه شصتی خودم چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا با یک گل بهار خواهد شد؟

جواب عالمانه و انسانی ما این است که حتی اگر با یک گل بهار نشود و ما در تصمیممان همراهیِ تمامیِ اعضای جامعه را به صورت کامل نداشته باشیم، به عنوان یک انسان عاقل حق نداریم که با دانسته خودمان مخالفت کرده و برای نجات حتی یک دختر ایرانی از نعمت ازدواج و تجرد قطعی اقدام نکنیم.



پاسخ :

سلام علیکم

با تمام احترامی که برای آقای عالمی قائل هستم اما در این مورد با ایشان موافق نیستم.
 اصل حرف ایشان در این که نباید پسران دهه شصتی با دختران دهه هفتادی ازدواج کنند صحیح هست، اما جهت انتقادشان که به سمت دختران است صحیح نیست.
  جهت این انتقاد باید سمت پسران باشد نه دختران.  و باید پسران را آگاه کرد و اگر توجه نکردند آنها را مقصر دانست و مذمت کرد بابت انتخاب همسر از دختران دهه هفتاد. 
   در آموزه های دینیمان این هست که وقتی خواستگار مؤمن امین به خواستگاری دخترتان آمد، بپذیرید. این ازدواج به لحاظ دینی اشکالی ندارد.
  چه تضمینی وجود دارد اگر خانواده های دختران دهه هفتادی خواستگاران دهه شصت را رد کنند موارد مناسب دیگر برای دخترشان هست؟ 
اشکال وقتی متوجه این خانواده ها و دخترهایشان است که خواستگار مؤمن امین دهه هفتادی را رد کنند و دخترشان را به ازدواج یک پسر دهه هفتادی که امکانات مادی بیشتر دارد بدهند. 
  اگر بنا به مذمت و حق خواهی است، این مذمت متوجه پسران هست که در مقام انتخابند، نه دختران که گزینه های خیلی محدودی برای ازدواج دارند.
...
۱۰ آبان ۹۶ , ۲۳:۲۹
علامه طباطبایی ره در تفسیر المبزان در آیه ای که می فرماید خداوند رزقش را از جایی که گمان نمی کند می دهد می نویسد که یکی از مصادیق رزق ازدواج است.

پاسخ :

بابت نقل این توضیح متشکرم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم الله الرحمن الرحیم
ان شاءالله در اینجا به عنوان
«کرسی آزاداندیشی مجازی زن و خانواده»
دیدگاه هایم را در باب موضوعات مختلف پیرامون زنان با تمرکز بر تعریف و تبیین جایگاه و نقش زن و خانواده در اسلام و قرآن خواهم نوشت.
مشی کلی این وبلاگ نگاه منصفانه و واقع بینانه در قضاوت بین آراء گوناگون و متنوع صادر شده از متفکران و نظریه پردازان شرقی و غربی است، لذا جهت گیری های فمینیستی و امثالهم در اینجا اعتباری ندارند.
مطالب مندرج در این وبلاگ نتیجه سال ها مطالعه و برآیند آموخته های بنده است که در جهت منویات امام خامنه ای آن ها را به اشتراک میگذارم. طبیعتا نظراتم نه نظری نهایی و جامع است و نه بدون اشکال. فقط فتح بابی است برای جور دیگر نگریستن به جنس «زن».
نظرات در این وبلاگ باز است و همه ی نظرات موافق و مخالف به شرط عدم توهین محترمند و فقط نظرات حاوی توهین حذف خواهند شد.

لازم به ذکر است هر گونه کپی برداری یا نشر مطالب وبلاگ «صالحات» منوط به اجازه نویسنده ی وبلاگ است.
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan