صالحات

صالحات

بسم الله الرحمن الرحیم
ان شاءالله در اینجا به عنوان
«کرسی آزاداندیشی مجازی زن و خانواده»
دیدگاه هایم را در باب موضوعات مختلف پیرامون زنان با تمرکز بر تعریف و تبیین جایگاه و نقش زن و خانواده در اسلام و قرآن خواهم نوشت.
مشی کلی این وبلاگ نگاه منصفانه و واقع بینانه در قضاوت بین آراء گوناگون و متنوع صادر شده از متفکران و نظریه پردازان شرقی و غربی است، لذا جهت گیری های فمینیستی و امثالهم در اینجا اعتباری ندارند.
مطالب مندرج در این وبلاگ نتیجه سال ها مطالعه و برآیند آموخته های بنده است که در جهت منویات امام خامنه ای آن ها را به اشتراک میگذارم. طبیعتا نظراتم نه نظری نهایی و جامع است و نه بدون اشکال. فقط فتح بابی است برای جور دیگر نگریستن به جنس «زن».
نظرات در این وبلاگ باز است و همه ی نظرات موافق و مخالف به شرط عدم توهین محترمند و فقط نظرات حاوی توهین حذف خواهند شد.

لازم به ذکر است هر گونه کپی برداری یا نشر مطالب وبلاگ «صالحات» منوط به اجازه نویسنده ی وبلاگ است.

پیوندها

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نقش های جنسیتی» ثبت شده است

دستپخت مدرنیسم

بسم الله النّور

چند ماهی است مسابقه ی آشپزی «دستپخت» با سبکی متفاوت نسبت به دیگر مسابقه های آشپزی، در یکی از پرمخاطب ترین زمان های پخش، بر روی آنتن شبکه یک سیما رفته است. به قول کارگردان این برنامه، دستپخت مسابقه ی حرفه ای ها در آشپزی است.

اندیشه 9- زن =مرد!

بسم الله النّور

گفتمانی که فمینیسم از ابتدا بر روی آن تأکید داشت، گفتمان برابری زن و مرد در تمامی عرصه های حقوقی، سیاسی، اجتماعی و خانوادگی بود. فمینیست ها در پی برابری نقش های زن و مرد، تساوی حقوقی آن ها در تمامی جنبه های خانوادگی، اشتغال و مشارکت اجتماعی و سیاسی، بوده و هستند.

چیستی حضور اجتماعی زنان

بسم الله النّور

در مطلب حضور اجتماعی زن اشاره شد که برای فهم مسئله باید سه پرسش اساسی را مطرح کنیم تا شاخصی برای تبیین موضوع به دست آید.

پرسش اول سوال از چیستی حضور اجتماعی زن است. یعنی باید ماهیت حضور اجتماعی زن با پاسخ به این پرسش تبیین شود.

آن چه در فهم عامه از حضور اجتماعی زن درک می شود حضور او در عرصه اشتغال  و تحصیل و حضور شاخص سیاسی است (مثل نمایندگی مجلس و ...). این درک فقط بخشی از درک صحیح از چیستی حضور اجتماعی زن است.

در ابتدا باید تعریفی از حضور اجتماعی ارائه شود. اولین مؤلفه ی حضور اجتماعی، غیبت از خانه و خانواده است. یعنی زنی که حضور اجتماعی دارد از فضای خانه و خانواده غایب است. پس حضور اجتماعی در خارج از محیط خانه تعریف می شود.

این بخش از تعریف را شاید می توانستیم در 20 سال گذشته به کار ببریم اما امروزه با ظهور تکنولوژی، اینترنت، شبکه های اجتماعی، وبلاگ، سایت و ... نمی توان حضور اجتماعی یک زن و حتی یک مرد را در حضور بیرون از خانه خلاصه کرد.

رویکرد اصلی در مسئله «زن» (4) بخش پایانی

بسم الله النّور

در بخش اول، دوم و سوم مطالبی در رابطه با رویکرد اصلی نسبت به زن ذکر شد که در این مطلب بخش پایانی را مطالعه خواهید کرد.

3-تبیین نقش های اختصاصی و مشترک زنان و مردان و تبیین وظیفه ی دولت در این رابطه

یکی از معضلات بزرگ جوامع امروز، تغییر و جابه جا شدن نقش های زنان و مردان است. این مشکل با به عهده گرفتن نقش های مردانه از جمله اشتغال و نان آوری توسط زنان به وجود آمد. به عنوان مثال با اشتغال زنان و آمدن درآمد زن به خانه، در بسیاری از اوقات مرد وظیفه ی نفقه را از دوش خود بر می دارد و تأمین مایحتاج زن را، به خود زن می سپارد. در صورتی که وظیفه ی تأمین مایحتاج زندگی زن به عهده ی مرد است و زن وظیفه ای برای تأمین درآمد خانواده ندارد.

مثالی دیگری که در این رابطه می توان مطرح کرد برداشته شدن مسئولیت تربیت فرزند از دوش مادر و سپرده شدن این وظیفه به سیستم آموزش رسمی در مهد کودک هاست.

//bayanbox.ir/view/6998130211504047585/header-family.jpg

غریزه ی مادری

بسم الله النور

خداوند متعال به عنوان خالق ما، در درون هرکدام از ما غرایزی را قرار داده است که ما در نسبت با این غرایز نیاز هایی را حس می کنیم.

نیاز به پرستش، محبت، احترام، غذا، خواب، همسر و... همه فطریاتی است که خداوند در درون هرکدام از ما نهاده تا بتوانیم با استفاده از آن ها مسیر زندگی را به سمت رشد و تکامل و بنده شدن، سیر کنیم.

اما ممکن است همه پاسخ درستی به نیازهای خود ندهند و پاسخی کاذب برای آن ها فراهم کنند. مثلا نیاز به گرسنگی را به جای خوردن غذاهای مقوی، با خوردن مواد غیر مغذی برطرف کنند و یا نیاز به همسر را با جایگزین های غیر شرعی برطرف کنند.

و گاهی حتی ممکن است حقیقتی چون نیاز فطری به پرستش را انکار کرده و نسبت به آن کفر بورزند.

یکی از معانی «کفر» پوشاندن حقیقت است. وقتی کسی امر فطری پرستش در وجود خود را، انکار می کند، در حقیقت کافر شده است. شخص کافر در اصل بر روی پاسخ صحیح به این نیاز درونی خود پوششی ایجاد کرده است، وگرنه این حس در درون او هست ولی به آن پاسخ نادرست می دهد. مثلا به جای پرستش خداوند حکیم روی به بت پرستی می آورد و یا حتی خود را می پرستد.

نیاز به مادری هم این گونه است. خداوند این حس را در فطرت زن قرار داده است و پاسخ اصیل به آن، مادری کردن برای فرزند خود است.

//bayanbox.ir/id/7796693489815583106?view

اما ممکن است به مانند تمام نیازهای دیگر به آن پاسخ کاذب داده شود و یا حتی زن با «کفر نسبت به حس مادری اش» آن را پوشانده و انکار کند.

حتی به عقیده ی بنده دخترکانی که حیوانات خانگی نگهداری می کنند، حس مادری و نیاز به مادر شدنشان را با پاسخی غلط چون نگهداری حیوانات إرضا می کنند.

//bayanbox.ir/id/8157148044995497776?view

پ.ن 1: عملا روزه مرا برده است! عذر تقصیر بابت تأخیر در پاسخ به پرسش های شما در مطلب گذشته. ان شاء الله در فرصت مناسب پاسخ خواهم داد.

به توفیق الهی پاسخ همه ی سوالات شما عزیزان داده شد.

نقش های بی بدیل 2

بسم الله النّور

نقش بی بدیل مادر در توجه به عواطف فرزند

شما اگر بچه ی خودتان را در خانه تربیت نکردید، یا اگر بچه نیاوردید، یا اگر تارهای فوق العاده ظریف عواطف او را -که از نخ های ابریشم ظریف تر است- با سرانگشتان خودتان باز نکردید تا دچار عقده نشود، هیچ کس دیگر نمی تواند این کار را بکند؛ نه پدرش و نه به طریق اولی دیگران؛ فقط کار مادر است. این کارها، کار مادر است. اما آن شغلی که شما بیرون دارید، اگر شما نکردید، ده نفر دیگر آنجا ایستاده اند و آن کار را انجام خواهند داد؛ بنابراین اولویت با این کاری است که بدیل ندارد؛ تعیّن با این است.*


* منبع: نقش و رسالت زن 3، زن و خانواده، برگرفته از بیانات آیت الله العظمی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، نشر انقلاب اسلامی

نقش های بی بدیل 1

بسم الله النور

و اما به اصل مطلب و سوال اکثر شما دوستان می رسیم.

در فکر اکثر شما این سوال هست که اگر زنی بالاخره بنا به شرایط اجتماعی یا شخصی نتوانست نقش های خود را مدیریت کند باید چه کار کند؟

پاسخ این است که این فرد باید اولویت نقش هایش را مشخص کند.

اما اولویت چیست؟

پاسخ روشن است، «اولویت با نقش های بی بدیل» است. یعنی اگر کسی غیر از ما نمی تواند نقشی را ایفا کند ما باید آن نقش را اولویت خود قرار دهیم.

نقش بی بدیل به این معناست که کسی جز ما نتواند آن نقش را اجرا کند و برای آن نقش محدودیت هایی وجود داشته باشد.

مثلا یک زن در زمان محدودی فرصت مادری دارد ولی تمام عمر فرصت پرداختن به نقش های دیگر را دارد.

با این توضیح نقش های همسری و مادری نقش های بی بدیل یک زنند.

یعنی وقتی یک زن در مقام همسری قرار گرفت، تنها اوست که می تواند این نقش را نسبت به شوهر خود داشته باشد.

نقش مادری هم این گونه است، یعنی اگر زنی مادر شد تنها کسی که می تواند این نقش را نسبت به فرزندش داشته باشد اوست و همه ی گزینه های جایگزین پیش رو از جمله پرستار و مهد کودک و... برای جایگزین شدن نقش مادری گزینه هایی ناقص و مشکل دارند.

حال به موضوع نقش های اجتماعی می رسیم. اگر زنی نقشش در اجتماع، منشی گری، کارمندی و اشتغالات دیگر است و با پرداخت به این امور به نقش های بی بدیل خود نمی رسد و نمی تواند مدیریت درست داشته باشد باید این نقش ها را کنار بگذارد و به نقش های اصلی خود برسد.

چون نقش های اجتماعی عمدتا جایگزین دارند و اگر یک مادر که می تواند یک انسان بسیار بزرگ تربیت کند به جای پرداخت به نقش مادری اش به آن نقش اجتماعی که هرکس دیگر  هم می تواند آن را انجام دهد بپردازد به خودش و فرزندش ظلم کرده است.

در مورد نقش های اجتماعی هم بنده مدعی ام که تمامی نقش های اجتماعی زنان جایگزین دارند و فرد دیگری هم می تواند آن نقش را انجام دهد حتی نقش یک دانشمند زن هم از دیدگاه بنده بی بدیل نیست و هرکس دیگری می تواند آن نقش را ایفا کند.

در انتها چند نکته را متذکر می شوم:

1- الگوی زن طراز از دیدگاه بنده کسی است که بتواند قسط و عدل بین نقش ها را رعایت کند و هیچ نقشی را فدای نقش دیگر نکند. چه نقش اصلی باشد چه فرعی.

ان شاء الله مثال این بحث را در آینده مطرح میکنم تا برای زنان ما این موضوع دست نیافتنی نباشد.

2- مادام کوری و امثالهم هم نقششان در دانشمند بودنشان بی بدیل نبود، گرچه ممکن بود کمی اورانیوم دیرتر کشف شود اما می توانست با یک زمان کوتاهی که   برای فرزندش بگذارد جان یک انسان را نجات دهد. در اصل ایشون با این کوتاهی ظلم بزرگی رو نسبت به خودشون و حتی احتمالا نسبت به جامعه بشری مرتکب شدند. در این مورد ان شاء الله در آینده بیشتر توضیح می دهم.

عدل و قسط در ایفای نقش ها 3

بسم الله النور

دوستان پیش از مطالعه ی این مطلب، مطالب «عدل و قسط در ایفای نقش ها 1» و «عدل و قسط در ایفای نقش ها 2» را مطالعه فرمایید.

پس از این مقدمه ی طولانی به موضوع اصلی می رسیم.

ما بعد از این که عدل خداوند را در خلقتمان پذیرفتیم و نقش هایی را که خداوند بنا به جنسیت به هر جنس اعطا کرده است پذیرفتیم و نسبت به آن تسلیم شدیم باید خودمان عدل و قسط را نسبت به نقش هایمان اجرا کنیم.

اجرای عدل در مورد نقش هایمان (چه نقش های جنسیتی و چه نقش های اجتماعی) در حوزه ی فردی به این معناست که همه ی نقش هایمان سرجای خودش باشند. یعنی نقش مادری، نقش همسری و نقش مادری در کنار نقش های اجتماعی ای که در حوزه ی اشتغال و تحصیل داریم همه سرجای خود باشند و با یکدیگر تزاحم و منافات نداشته باشند.

قسط در اجرای نقش ها در حوزه ی فردی هم به این معناست که سهم هر نقشی (چه نقش های تکوینی و چه نقش های اکتسابی) را هر اندازه هست به آن بدهیم.

مثلا باید برنامه ریزی کنیم که نقش دختری، همسری، مادری و نقش های اجتماعی در کنار هم،  هرکدام جداگانه، چه سهمی از زمان ما را به خود اختصاص می دهند.

اگر این اختصاص زمان مناسب به نقش ها باهم تزاحم و منافات نداشت، یعنی ما قسط را در ایفای نقش هایمان اجرا کردیم.

اجرای قسط و عدل در ایفای نقش ها می شود همان مدیریت نقش ها و مدیریت زمان که به موفقیت ما می انجامد.

این نوع نگاه نگاهی بومی در مقابل نگاه های غربی تئوری موفقیت و مدیریت زمان است.

اما اشکال اصلی اکثر ما این است که به دلیل عدم رعایت عدل و قسط در ایفای نقش ها، بین اصل نقش هایی که داریم تزاحم می بینیم. مثلا بسیاری از دختران ما نقش همسری را مزاحم نقش اجتماعی خود در حوزه ی تحصیل می بینند و به همین دلیل ازدواج نمی کنند. و یا این که زنان متأهل نقش مادری را مزاحم نقش اجتماعی خود در حوزه ی اشتغال و تحصیل می بینند و به همین دلیل مادر نمی شوند و یا این نقش خود را به تأخیر می اندازند.

در صورتی که شکل صحیح ایفای نقش ها این است که به همه ی نقش های خودمان سر جای خودش بپردازیم و اصل عدل و قسط را در مورد آن ها اجرا کنیم. و تزاحمی بین نقش ها نبینیم و نقشی را جدای از نقش های دیگرمان تصور نکنیم. با این تعریف ما در هر دوره ای از زندگیمان موظف به اجرای نقش هایی هستیم که باید به همه ی آن ها در کنار هم بپردازیم و فقط یک بُعد از نقش هایمان را پر رنگ نکنیم.

البته موضوع عدل و قسط در ایفای نقش ها نیاز به مدیریت فردی و برخی بسترهای اجتماعی دارد که بخش فردی آن در اجرا تأثیرگذارتر است.

عدل و قسط در ایفای نقش ها 2

بسم الله النور

دوستان پیش از مطالعه ی این مطلب، «عدل و قسط در ایفای نقش ها 1» را مطالعه فرمایید.

با توضیحاتی که در مطلب گذشته داده شد، خداوند عادل است به این معناست که خداوند هرکدام از ما را سر جای خودمان قرار داده است و قسط را در مورد ما اجرا می کند، یعنی سهم همه ی مارا هرچه قدر هست به ما می دهد.

با این توصیف این که ما زن یا مرد آفریده شده ایم بنا به حکمت الهی با عدالت خداوند هیچ منافاتی ندارد.

و نقش هایی هم که تکوینا به زنان و مردان اعطا شده است مبتنی بر عدل خداوند است تا نظام آفرینش مبتنی بر عدل، نظامی پایدار (به قول ساینتیست ها نظامی داینامیک) بماند.

اما زمانی که نوبت به اختیار ما می رسد باید این عدلی را که خداوند در آفرینش رقم زده است حفظ کنیم.

قدم اول در حفظ نظام عادلانه ی خداوند در سطح فردی، پذیرش جایگاه فردی و اجتماعی خودمان است. یعنی جایگاه خودمان را به عنوان زن یا مرد و نقش های ویژه ی هرجنسیتی که داریم را بپذیریم.

این یعنی همان تسلیم شدن، یعنی نسبت به آفرینش خداوند سر فرود آوریم و آفرینش خودمان را بپذیریم.

البته این گونه تسلیم با ارتقاء ظرفیت های وجودی ما هیچ منافاتی ندارد و ما مبتنی بر اختیاری که داریم می توانیم تا مرحله ی رسیدن به انسان کامل رشد پیدا کرده و به کمال انسانی شویم.

ادامه دارد...

مادری، ظرفیتی برای کمال 2

بسم الله النور

دوستانی که مادری ظرفیتی برای کمال 1 رو نخوندن حتما بخونن و بعد ادامه رو در اینجا مطالعه کنند.


خدایی که خالق ماست، ما را برای رسیدن به هدفی خلق کرده و خلقتش بی هدف نبوده است.

وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ 56 ذاریات

نیافریدم جن و انس را مگر براى اینکه مرا عبادت نمایند.

پس با این تعبیر هدف خلقت ما از جانب خداوند متعال «عبودیت» هست و ما باید نسبت به خداوند عبد باشیم.