صالحات

پس از آزادی حجاب (2)

۸ نظر

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

 با آزادی حجاب برای زنان چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

تصویر ذهنی عموم مردم این است که با برداشته شدن اجبار حجاب، به‌تدریج شرایط عادی می‌شود و وضعیت جنسی جامعه به تعادل خواهد رسید. درصورتی‌که بالعکس با برداشته شدن محدودیت حجاب وضعیت از حالت عادی به غیرعادی تا مرز شرایط بحرانی شیفت خواهد کرد.

چرا؟

به دلیل این‌که حجاب مرز حفظ وضعیت جنسی جامعه در حالت طبیعی است و با برداشته شدن این محدودیت همه‌چیز غیرعادی خواهد شد و آزادی پوشش مساوی است با افزایش محرک‌های جنسی در جامعه و خروج این تمایل از حالت تعادل و به وجود آمدن حالت‌های افراطی و تفریطی. زیرا میل جنسی نیازی نیست که بتوان آن را محو کرد و یا نادیده گرفت؛ بلکه باید به آن پاسخ صحیح و به‌جا داد. همانند نیاز طبیعی به خوردن غذا؛ این نیاز از بین نمی‌رود اما می‌توان به دو حالت به آن پاسخ داد یکی خوردن غذای سالم و دیگری خوردن فست فود و غذاهای ناسالم. در هر دو حال انسان سیر می‌شود اما درنهایت با خوردن غذای مفید سلامت انسان حفظ می‌شود و با غذای ناسالم انسان بیمار می‌شود.

اگر به نیاز جنسی پاسخ صحیح و به‌موقع در چهارچوب ازدواج داده نشود و هم‌زمان محرک‌های جنسی در جامعه افزایش پیدا کند به معنای شروع بحران است، بحرانی که در آن زنان بیش از همه متضرر خواهند شد!

و رفع اجبار حجاب جرقه‌ای خواهد بود برای یک فاجعه که دامن همه افراد جامعه را خواهد گرفت.

با این توضیحات می‌توان شرایطی را که پس از آزادی حجاب برای زنان رخ می‌دهد را به چند دسته تقسیم کرد.

  • 1- اولین اتفاق برداشته شدن حریم هست. یعنی دیگر زن حریمی به نام پوشش ندارد. یا حداقل پوشش مو را ندارد. در این حالت زن با رفتارش به همگان اعلام می‌کند که دیگر من مانعی به نام پوشش ندارم. با برداشته شدن حجاب زنان  یک نشانه رفتاری-تصویری بروز می‌دهد. به این حالت  در اصطلاح علم روانشناسی «نشانه جنسی»  یا sexual cue گفته می‌شود. این موضوع به لحاظ روانی یک آلارم برای جنس مخالف یعنی مردان است. هرچه قدر از میزان پوشش کاسته شود و یا به محرک بودن نزدیک شود این نشانه جنسی قوی‌تر خواهد بود.
  • 2- اتفاق دیگر در دسترس قرار گرفتن زنان است. یک زن هر چه قدر پوشش خود را کمتر کند به میزان کاهش لباس در دسترس تر خواهد شد. در مرحله اول در دسترس نگاه مردان، سپس کلام و درنهایت کنش رفتاری طرف مقابل قرار خواهد گرفت ازجمله لمس و اتفاقات ناگوار دیگر.

تمام آمارهای خشونت جنسی نسبت به زنان در غرب گواه این مسئله است. اگر بنا بود با تغییر پوشش وضعیت عادی شود و مردان چشم ناپاک غربی دیگر به زن‌ها نگاه هم نکنند! نباید شاهد این اتفاقات می‌بودیم. اما واقعیت این است که با تغییر پوشش زنان میزان تجاوز به حریم زنان افزایش می‌یابد. به‌طوری‌که اکثر زنان غربی اعتراف کرده‌اند که در محیط کار دچار آزار جنسی شده‌اند. هشتگ فراگیر #me_too  نشان‌دهنده همین موضوع است. درواقع با آزادی حجاب فرهنگ تجاوز عادی می‌شود نه رفتار و مواجهه با زنان.

  • 3- مجموع اتفاقات بالا آغاز چرخه‌ی باطلی که خودزنان آن را رقم‌زده‌اند. غرب مسیری را رفته است که ما آن را قصد کرده‌ایم. تغییر لباس برای حضور اجتماعی راحت‌تر زنان، از مطالبات موج اول فمینیسم بود و به کمک رسانه و امثال ادوارد برنایز این فرآیند تسریع و محقق شد. دستاورد این تغییر به همراه عوامل دیگر موجب افزایش خشونت جنسی علیه زنان  شد. تمامی آمارهای موجود به همراه هشتگ #me_too که اعتراف زنان غربی است از آزار جنسی در طول زندگی‌شان، گواه این موضوع است.

به آمارهای اروپا نگاهی می‌اندازیم:


به گزارش گاردین از هر ده زن یک نفر تا قبل از پانزده‌سالگی با یکی از اشکال خشونت جنسی مواجه شده است.


از هر بیست زن یک نفر مورد تجاوز قرارگرفته است.


ایندیپندت گزارش کرده است که سوئد و دانمارک بالاترین میزان آزار جنسی را دارند یعنی بین هشتاد تا صد درصد افراد.

فنلاند دومین کشور فمینیست جهان است و سوئد رتبه اول قرار دارد که آمار خشونت جنسی در آن کشور ذکر شد؛ سوئد در اروپا رتبه برتر را در این زمینه داراست!


مبتنی بر گزارشی که در تصویر آمده فنلاند[1] دومین کشور اروپایی خشن برای زنان است.
بر اساس گزارش آژانس حقوق اساسی اروپا، چهل‌وهفت درصد از زنان فنلاندی تا قبل از پانزده‌سالگی انواعی از خشونت جنسی یا فیزیکی را تجربه کرده‌اند.
وضعیت دو کشور فمینیستی سوئد و دانمارک گویای این است که با افزایش نفوذ فمینیسم و آزادی‌های لیبرال از امنیت زنان کاسته می‌شود و میزان خشونت جنسی علیه آنان افزایش می‌یابد.

  • 4- اتفاق دیگری که در پی موارد ذکرشده برای زنان رخ خواهد داد این است که استانداردهای حضور اجتماعی آنان تغییر خواهد کرد. زیرا اقتضائات حضور اجتماعی زنان از جهت پوشش، رفتار و نوع مواجهه با مردان صورت جدیدی به خود خواهد گرفت و همین یعنی ارائه معیاری جدید برای حضوری که مقبولیت بیشتری می‌آورد. همراهی با فرهنگ مد و تمامی حواشی‌ای که به همراه خود خواهد داشت، پرداخت به بدن و تغییر نگاه نسبت به آن و نزدیک شدن به استانداردی که در جامعه پذیرش بیشتری دارد ازجمله این موارد است. همچنین تغییر استانداردهای رفتار با جنس مخالف و فروریختن حریم‌ها به بهانه آزادی و راحتی پیامد آزادی حجاب خواهد بود. حاصل همه این‌ها افتادن زنان در چاه ویل مقبولیت و جذابیت بیشتر اجتماعی است.
  • 5- نتیجه همه موارد بالا درگیری فزاینده زنان با انواع بیماری‌های روانی است. مشکلات حاصل از فراگیری فرهنگ تجاوز، فقدان مقبولیت ظاهری و اجتماعی برخی زنان، آسیب‌های حاصل از آزادی در ارتباط با مردان گریبان‌گیر آنان خواهد شد.
  • 6- اما مهم‌ترین واصلی‌ترین پیامد آزادی حجاب، فروریختن پرده حیا در زنان است. حیا به شکل عام مانع از انجام گناه و به شکل خاص، موجب حفظ عفت جنسی زنان است. حیا در روایات ما ملازم است باایمان و عقل، فقدان حیا ایمان و قدرت تعقل را از زنان می‌گیرد و موجب نقص آن خواهد شد. به همین دلیل این جمله معروف که گفته می‌شود «دل‌پاک کافی است» حرف باطلی بیش نیست. زیرا «از کوزه همان برون تراود که در اوست». درآیات قرآن نیز ایمان و باور درونی نسبت به خداوند ملازم با عمل صالح ذکرشده است، ایمان بدون عمل صالح کافی نیست و حفظ حجاب ظاهری و رفتاری «عمل صالح» زن مسلمان است. با جدایی زنان از عفت ظاهری، در ایمان و حیای زن نقص جدی وارد می‌شود. همچنین روی آوردن به شهوات و امیال نفسانی که آزادی حجاب از آن جمله است مبتنی بر روایات، موجب فقدان و نقصان عقل خواهد شد و بالعکس با جدایی از شهوات که حفظ عفت جنسی ازجمله آن است قدرت تعقل در انسان افزایش می‌یابد.

 



[1] فنلاند کشوری بود که خانم مولاوری در ابتدای مسئولیت مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، تیمی به آن اعزام کردند که از تجارب ارشمندشان! در مسائل جمعیتی استفاده کنیم!

۵ ۱

در تکمیل دو مطلب گذشته (مشارکت زنان و مردان در انجام امور خانه)

بسم الله النّور

دوستی در تلگرام ذیل مطلب «دروغ‌هایی که زنان باور می‌کنند و حقایقی که آن‌ها را آزاد می‌سازد (۲) بخش اول» نظراتشان را بیان کردند که ممکن هست مورد سؤال شما هم باشد، حاصل گفتگوی بنده و ایشان را در ادامه می‌خوانید:

بخش های با علامت آبی، نظرات آن دوست هست و بخش های با علامت نارنجی پاسخ های حقیر

🔷یه کم بیان این مطلب رو دوست نداشتم!

این صحبت رو‌قبول دارم . ولی این مطلب برای همه فرهنگ های ایران صدق نمیکنه.

مثلا تهران یجوره روستاها یجوره...

تهران زن و مرد شاغلند و بچه در مهد بزرگ میشه ...خانم هم داخل خونه کار میکنه هم خارج خونه!

در برخی فرهنگها مردسالاری وجود داره! و این هنر زن هست که ازچطوری مردش رو مجذوب کنه که در کارهای خونه کمکش کنه!

بر زن واجب نیست ! اما زن ذاتا دوس داره آشپزی کنه، خونه ش تمیز باشه... به این مقوله اشاره نشده! و اینکه حقوق اخلاقی که دوام خانواده منوط به آن است، خیلی سریع رد شدن.... این ی نکته خیلی خیلی مهمه...

۳ ۰

مردان راحت‌طلب + زنان آزادی‌خواه = حیوان شهوت پرست مدرن (بخش سوم)

۸ نظر

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

پیش از مطالعه بخش اول و دوم این مطلب را بخوانید.

فرآیند سوق دادن انسان به حیوانیت، بر بستر راحت‎طلبی و آزادی‌خواهی ایدئولوژیک در چهار ,جه صورت گرفته است.

1-خارج کردن انسان‌ها از حدود و قیود شرعی از طریق سکولاریسم و لیبرالیسم

بدون شک سکولاریسم با عرفی سازی دین و کنار زدن تمام قیود حلال و حرام شرعی و لیبرالیسم با محوریت آزادی، دو بستر ایدئولوژیک مهم برای گرفتن روح معنویت انسان و سوق دادنش به سمت حیوانیت‌اند. بروز این ایدئولوژی‌ها در سبک زندگی آمریکایی است که به بی‌قیدی و راحتی انسان‌ها اصالت می‌دهد. محصول چنین جامعه‌ای انسانی است مدرن که به هیچ‌کدام از تمایلات نفسانی‌اش «نه» نگفته و اسیر شهوات است.

۳ ۰

مردان راحت‌طلب + زنان آزادی‌خواه = ؟ (بخش دوم)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

در مطلب قبل، به سه گامی که موجب می‌شود انسان از انسانیت و تعادل خارج شده و دچار افراط یا تفریط شود اشاره شد. در این یادداشت به بخش دوم از گام سوم پرداخته خواهد شد.

ب: محدودیت بسیار به همراه سلب اختیار: روش دیگری که انسان را به حیوانیت و آزادی و راحتی افسارگسیخته سوق می‌دهد، محدودیت بدون برنامه‌ریزی و خارج از اعتدال است. وقتی انسان را به‌اندازه‌ای محدود کنیم که به تأمین نیازهای ضروری و عادی‌اش نرسد، تبدیل به عقده می‌شود. «الانسان حریص بما منع» در اینجا مصداق دارد، یعنی اگر بشر را از رسیدن به نیازهای طبیعی‌اش منع کنیم، نسبت به آن‌ها حریص می‌شود و این موجب برهم ریختن اعتدال وجودی‌اش خواهد شد.

۳ ۰

مردان راحت‌طلب + زنان آزادی‌خواه = ؟ (بخش اول)

۲ نظر

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم         

  • چند وقت پیش کسی در کانال تلگرامی‌اش پرسیده بود: «چرا مردها تجاوز می‌کنند؟! چه چیزی در مرد هست که در حیوان نر نیز نیست و موجب می‌شود از مرد جنایتی سر بزند که از هیچ جاندار دیگری سر نخواهد زد؟»
  • فردی دیگر تصویر یک خانم بی‌حجاب را که مردی به او خیره شد بود را در اینستاگرام منتشر کرده بود و نوشته بود: «اگر به این خانم تعرض شود مقصر کیست؟» یک نفر پاسخ داده بود هیچ‌کدام مقصر نیستند، مقصر جامعه است.
  • یک نفر دیگر هم مطلبی منتشر کرده بود تحت عنوان زلزله‌های فرهنگی. نویسنده از ماجرای مزاحمت مکرر تعدادی پسر به دختران گفته بود و گفتگویش با آن پسران مزاحم و نگاهشان نسبت به دختران. بخشی از پاسخ آن پسران در مواجهه با این مرد که قصد جلوگیری از آزارشان را داشت، این بود: «ولی من یک نصیحت بهت می‌کنم! یک "دختر" هیچ‌وقت ارزش درگیر شدن رو نداره!»

 

۳ ۰

تفاوت اسلام و فمینیسم در مواجهه با ظلم نسبت به زن

۲ نظر

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

اسلام برای رفع ظلم هم راهکارهای پیشینی دارد و هم راهکارهای پسینی. راهکارهای پیشینی مجموعه اقداماتی هستند که احتمال وقوع ظلم را کم می‌کنند یا به صفر می‌رسانند. راهکارهای پسینی، موجب توقف ظلم و عدم گسترش آن می‌شوند. البته اصالت در اسلام با راهکارهای پیشگیری‌کننده از وقوع ظلم است. بزرگ‌ترین تضمین عدم وقوع ظلم در اسلام تقواست و انسان‌های متقی. قانون و احکام پسینی، راهکار ثانوی اسلام  برای ممانعت از ظلم است.

۱ ۰

سکیولاریزاسیون (عرفی شدن ) حقوق زنان و خانواده (2)

۲ نظر

بسم الله النّور

لطفا پیش از مطالعه، بخش اول این یادداشت را ملاحظه بفرمایید.

فمینیست‌ها  دیدگاه خود را برای سکیولاریزه کردن احکام شرعی در مسائل زنان در دو سطح پیگیری می‌کنند. در سطح خانواده و در سطح اجتماع. در سطح خانواده به شکل خاص به دنبال حقوقی مانند ارث و دیه برابر با مردان، حق طلاق و حق خروج از منزل/کشور بدون اجازه همسر، نفی چندهمسری مردان  و نفی مُتعه هستند و در سطح اجتماعی، خواهان حضور برابر در حوزه تحصیل، اشتغال و قدرت سیاسی‌اند.

چون مبدأ حرکت فمینیسم برابری با مردان است، این سازگاری و تساوی حقوقی در نظام اسلام جواب نخواهد داد و موجب اختلال و تهدید سیستمی خواهد شد. زیرا در اسلام مبدأ نگاه در نسبت میان زن و مرد، عدالت است نه برابری. عدالت به این معنا که هر چیز باید در جایگاه خودش قرار گیرد. زن با نقش‌ها و وظایف منحصربه‌فرد، جایگاه ویژه خود را در نظام آفرینش دارد، مرد هم به همین‌گونه. هر آنچه از احکام برای این دو جنس وضع‌شده مطابق با جایگاه ویژه هرکدام بوده است و زمانی این احکام به کارکرد خود خواهند رسید که روی سیستم‌عامل اسلام ناب نصب شوند و نه روی سیستم‌عامل اسلام سکیولار یا عرفی شده. در غیر این صورت احکام کارکرد خود را از دست خواهند و چه‌بسا ظالمانه به نظر برسند.

در اینجا به اختصار، به چند مورد از تقابل رویکردهای حقوقی فمینیست‌ها با اسلام در حوزه زنان، اشاره می‌شود.

۲ ۰

چه کسی فمینیست است؟

۴ نظر

بسم الله النّور

ما در این مطلب به دنبال پاسخ به سؤالات زیر هستیم:

چه کسی فمینیست است؟

آیا هرکسی که از حقوق زنان صحبت کند لزوماً فمینیست است؟

در کشور ما مد شده است ، تا فردی حرفی از حقوق زنان و مسائل و مشکلات ویژه آن‌ها می‌زند، بلافاصله برچسب فمینیست بودن می‌خورد. درصورتی‌که فمینیست بودن تعریف ویژه خود را دارد و در پارادایم خودش تعریف می‌شود.

لینک خبر

۰ ۰

«خشونت علیه زنان» عبارتی مشروع و مقید به حدود الهی و یا نامشروع و سکولار؟

۱۰ نظر

بسم الله النّور

یکی از خلأهای اساسی ما در علوم انسانی، عدم فهم واژگان و مفاهیم وارداتی و به کار بردن آن‌ها در غیر از جای خود است. مطالعات زنان هم که با فمینیسم در ایران آمیخته است از این قاعده مستثنا نیست. مثلاً عبارت «gender equality» که به «برابری جنسیتی»، «تساوی جنسیتی» و یا «عدالت جنسیتی» ترجمه می‌شود، معادل هیچ‌کدام از این ترجمه‌ها نیست، خصوصاً این‌که «equality» هیچ قرابت مفهومی با واژه‌های «تساوی» یا «عدالت» ندارد.


۰ ۰

ساختار قدرت در خانواده (3) بخش نهایی

۳ نظر

بسم الله النّور

لطفاً پیش از مطالعه بخش‌های پیشین این مطلب یعنی ساختار قدرت در خانواده (1) و ساختار قدرت در خانواده (2) را ملاحظه بفرمایید.
متخصصین جامعه‌شناسی خانواده، با توجه به مناسبات خانواده سنتی و روابطی که در آن تعریف شده بود، ساختاری با نام «هرم قدرت» ترسیم کرده‌اند که در آن توزیع قدرت افراد خانواده، نمایش داده می‌شود. در این الگو، دو حوزه قدرت سخت (قدرت جسمی) و قدرت نیمه سخت (اقتصادی) مبنای تقسیم بندی قرار گرفته‌اند. پدر به دلیل توانایی جسمی بالاتر و قدرت اقتصادی ای که دارد، در رأس هرم قرار دارد و به تبع این نقش در یک خانواده مرد سالار، نقش های دیگر خانواده، مانند جایگاه مادر، و فرزندان دختر و پسر، تعریف می شود. این الگو از «هرم قدرت» با عنوان خانواده «پدرسری» یا «مردسالار» هم شناخته می شود.

۰ ۰
بسم الله الرحمن الرحیم
ان شاءالله در اینجا به عنوان
«کرسی آزاداندیشی مجازی زن و خانواده»
دیدگاه هایم را در باب موضوعات مختلف پیرامون زنان با تمرکز بر تعریف و تبیین جایگاه و نقش زن و خانواده در اسلام و قرآن خواهم نوشت.
مشی کلی این وبلاگ نگاه منصفانه و واقع بینانه در قضاوت بین آراء گوناگون و متنوع صادر شده از متفکران و نظریه پردازان شرقی و غربی است، لذا جهت گیری های فمینیستی و امثالهم در اینجا اعتباری ندارند.
مطالب مندرج در این وبلاگ نتیجه سال ها مطالعه و برآیند آموخته های بنده است که در جهت منویات امام خامنه ای آن ها را به اشتراک میگذارم. طبیعتا نظراتم نه نظری نهایی و جامع است و نه بدون اشکال. فقط فتح بابی است برای جور دیگر نگریستن به جنس «زن».
نظرات در این وبلاگ باز است و همه ی نظرات موافق و مخالف به شرط عدم توهین محترمند و فقط نظرات حاوی توهین حذف خواهند شد.

لازم به ذکر است هر گونه کپی برداری یا نشر مطالب وبلاگ «صالحات» منوط به اجازه نویسنده ی وبلاگ است.
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان