صالحات

پست ثابت

بسم الله النّور

با تشکر از حضور شما لطفا قبل از مطالعه، بخش «درباره صالحات» و «قوانین وبلاگ» را مطالعه فرمایید و اگر سوالی در خصوص وبلاگ، موضوعات زن و خانواده یا خارج از موضوع بحث آخرین مطلب داشتید در قسمت «سوالات شما» مطرح فرمایید.

آدرس کانال تلگرام «صالحات»: https://telegram.me/salehaat

مردان راحت‌طلب + زنان آزادی‌خواه = ؟ (بخش اول)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم         

  • چند وقت پیش کسی در کانال تلگرامی‌اش پرسیده بود: «چرا مردها تجاوز می‌کنند؟! چه چیزی در مرد هست که در حیوان نر نیز نیست و موجب می‌شود از مرد جنایتی سر بزند که از هیچ جاندار دیگری سر نخواهد زد؟»
  • فردی دیگر تصویر یک خانم بی‌حجاب را که مردی به او خیره شد بود را در اینستاگرام منتشر کرده بود و نوشته بود: «اگر به این خانم تعرض شود مقصر کیست؟» یک نفر پاسخ داده بود هیچ‌کدام مقصر نیستند، مقصر جامعه است.
  • یک نفر دیگر هم مطلبی منتشر کرده بود تحت عنوان زلزله‌های فرهنگی. نویسنده از ماجرای مزاحمت مکرر تعدادی پسر به دختران گفته بود و گفتگویش با آن پسران مزاحم و نگاهشان نسبت به دختران. بخشی از پاسخ آن پسران در مواجهه با این مرد که قصد جلوگیری از آزارشان را داشت، این بود: «ولی من یک نصیحت بهت می‌کنم! یک "دختر" هیچ‌وقت ارزش درگیر شدن رو نداره!»

 

به سؤال اول برمی‌گردیم: ما را چه شده است؟

مردانمان را چه شده است؟

پاسخ این سؤال ساده نیست و باید آن را در چند وجه موردبررسی قرار داد.

یک دومینو را تصور کنید، وقتی قطعه اول افتاد تمامی قطعات بعدی هم می‌ریزد. شرایط ناگوار فعلی در جامعه ما نیز شبیه همین دومینوست. قطعاتی که یک‌به‌یک و پشت سرهم فرومی‌ریزند.

1- قطعه اول، راحت‌طلبی: شاید تعجب کنید اما ارمغان مدرنیسم برای انسان‌ها، ابربیماری «راحت‌طلبی» است. بیماری‌ای که مولود لیبرالیسم است و این مادر بدکاره، جنین‌های نامشروعی چون «آزادی» و «دلم می‌خواهد» را به دنیا آورد.

2- قطعه دوم، آزادی‌خواهی: ریشه تمایل به آزادی، راحت‌طلبی است. انسانی که می‌خواهد هیچ قیدوبندی نداشته باشد، طالب آزادی است و هر چیزی آزادی او را محدود کند برنمی‌تابد. به همین دلیل این افراد دین را کنار می‌گذارند.

حتی اگر فرد راحت‌طلب، دین‌دار هم باشد، دین راهم بر اساس دلبخواه و مطامع نفسانی خودش تفسیر می‌کند و از دین مواردی را اخذ می‌کند که با میل راحت‌طلبی‌اش بیشتر سازگار باشد.

3- قطعه سوم، خارج کردن انسان از اعتدال: هرگاه خواستید هویت انسانی را از کسی بگیرید و از اعتدال خارجش کنید، تنها کافی است با او دو کارکنید: یا او را خیلی راحت و آزاد بگذارید و به میل راحت‌طلبی‌اش دامن بزنید، یا او را بسیار محدود کنید و تمام اختیار را از او سلب کنید.

الف: دامن زدن به راحت‌طلبی: بشر با راحت‌طلبی بسیار زیاد و تأمین نیازها و تمایلات نفسانی، حتی اگر به لحاظ سنی به جوانی و میان‌سالی برسد، به لحاظ شخصیتی کودکی بیش نیست، کودکی بسیار خودخواه که برای منفعت و راحت‌طلبی، همه عالم را برای خود می‌خواهد. اگر تفریح کودکی او به پارک رفتن و اسباب‌بازی‌های گوناگون بود، اصل تفریح تغییر نمی‌کند، فقط شکل آن عوض می‌شود و با ویراژ دادن در خیابان و خرید ماشین‌های کذایی ظهور می‌کند.

 اگر شهوت  این فرد در کودکی خوردوخوراک بود، در جوانی به دلیل تغییرات قوای جسمی، شهوت جنسی هم به آن اضافه می‌شود. چنین فردی که تابه‌حال «نه» نشنیده و راحت و آزاد بار آمده، انتظار می‌رود در مواجهه با شهوت جنسی‌اش چه کند؟ مسلماً این فرد راحت‌ترین، آسان‌ترین و نزدیک‌ترین راه را انتخاب می‌کند. رو می‌آورد به ارتباطات آزاد یا بی‌قید و اگر به‌ظاهر تقید دینی داشته باشد بهترین و زیباترین را برای خودش می‌خواهد. برای خود خودخواهش!

این بشر اگر عاشق هم شود و به وصال معشوقش نرسد، چون خودخواه است و همه‌چیز را یا باید خودش داشته باشد یا هیچ‌کس نداشته باشد، بر صورت معشوق اسید می‌پاشد!

کاری که ما با مردان و پسران یک‌دو نسل اخیر کردیم این بود که آنان را راحت‌طلب بار آوردیم!

به همه خواسته‌هایشان بیش‌ازحد بها دادیم و به آن‌ها نه نگفتیم. انسانی که در تمام عمرش به هیچ‌کدام از امیال نفسانی‌اش نه نگفته، پست‌تر از حیوان است!

سفارش رسول خدا (ص) به امیرالمؤمنین (ع)

بسم الله النّور

 عَنِ الْکَاظِمِ ع قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی فَمَا کَانَ بَعْدَ خُرُوجِ الْمَلَائِکَةِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ فَقَالَ ثُمَّ دَعَا عَلِیّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ ع وَ قَالَ لِمَنْ فِی بَیْتِهِ اخْرُجُوا عَنِّی وَ قَالَ لِأُمِّ سَلَمَةَ کُونِی عَلَى الْبَابِ‏ فَلَا یَقْرَبْهُ أَحَدٌ فَفَلَعَتْ

به پدرم امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: پس از آن که فرشتگان از پیش پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌‌آله‌وسلم بیرون رفتند، چه شد؟ فرمود: آن بزرگوار، حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین علیه السلام را نزد خود خواند و به همه افرادی که آنجا بودند، دستور داد بیرون روند. و به اُم‌سلمه فرمود: بر درِ خانه بایست تا کسی وارد نشود،

ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ ادْنُ مِنِّی فَدَنَا مِنْهُ فَأَخَذَ بِیَدِ فَاطِمَةَ فَوَضَعَهَا عَلَى صَدْرِهِ طَوِیلًا وَ أَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ بِیَدِهِ الْأُخْرَى فَلَمَّا أَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْکَلَامَ غَلَبَتْهُ عَبْرَتُهُ فَلَمْ یَقْدِرْ عَلَى الْکَلَامِ فَبَکَتْ فَاطِمَةُ بُکَاءً شَدِیداً وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ ع لِبُکَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص

آنگاه رو به علی نموده، فرمود: نزدیک بیا. او نزدیک رفت. سپس دست فاطمه را گرفت و مدت طولانی بر روی سینه اش نهاد و با دست دیگرش دست علی را گرفت و خواست سخن بگوید که گریه او را امان نداد. فاطمه و علی و حسن و حسین علیه السلام نیز از آن منظره سخت به گریه افتادند.

فَقَالَتْ فَاطِمَةُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَدْ قَطَعْتَ قَلْبِی وَ أَحْرَقْتَ کَبِدِی لِبُکَائِکَ یَا سَیِّدَ النَّبِیِّینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ یَا أَمِینَ رَبِّهِ وَ رَسُولَهُ وَ یَا حَبِیبَهُ وَ نَبِیَّهُ مَنْ لِوُلْدِی بَعْدَکَ وَ لِذُلٍّ یَنْزِلُ بِی بَعْدَکَ‏ مَنْ لِعَلِیٍّ أَخِیکَ وَ نَاصِرِ الدِّینِ مَنْ لِوَحْیِ اللَّهِ وَ أَمْرِهِ ثُمَّ بَکَتْ وَ أَکَبَّتْ عَلَى وَجْهِهِ فَقَبَّلَتْهُ وَ أَکَبَّ عَلَیْهِ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ

سپس فاطمه گفت ای رسول خدا! به حقیقت قلبم را از جا کندی و جگرم را آتش زدی به خاطر گریه و اشکی که جاری ساختی، ای بزرگ تمامی پیامبران! ای امین پروردگار! و ای فرستاده و محبوب و پیامبر خدا! بعد از تو چه کسی [حامی[ برای فرزندانم خواهد بود؟ و [دفع کننده] خواریهایی که بعد از تو بر من باریدن خواهد گرفت؟ و چه کسی [ناصر] برای علی برادرت و یاور دین خواهد بود؟ پس از تو چه بر سر وحی و امر الهی خواهد آمد؟» آن گاه گریست  و خود را در آغوش پدر افکند و او را بوسید، علی و حسن و حسین(علیهم السلام) نیز چنین کردند.

فَرَفَعَ رَأْسَهُ ص إِلَیْهِمْ وَ یَدُهَا فِی یَدِهِ فَوَضَعَهَا فِی یَدِ عَلِیٍّ وَ قَالَ لَهُ یَا أَبَا الْحَسَنِ هَذِهِ‏ وَدِیعَةُ اللَّهِ‏ وَ وَدِیعَةُ رَسُولِهِ مُحَمَّدٍ عِنْدَکَ فَاحْفَظِ اللَّهَ وَ احْفَظْنِی فِیهَا وَ إِنَّکَ لِفَاعِلُهُ‏ یَا عَلِیُّ هَذِهِ وَ اللَّهِ سَیِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ هَذِهِ وَ اللَّهِ مَرْیَمُ الْکُبْرَى

آن حضرت دست فاطمه علیه السلام را در دست علی نهاد و فرمود: علی جان! فاطمه امانت خدا و رسولش محمد، نزد توست. پس با نگهداری از او، از خدا و رسول نگهداری کن، و می دانم که تو آن را رعایت خواهی نمود.
علی جانم! سوگند به خدا او سالار زنان بهشت از اولین تا آخرین است. به خدا او مریم کبراست.

أَمَا وَ اللَّهِ مَا بَلَغَتْ نَفْسِی هَذَا الْمَوْضِعَ حَتَّى سَأَلْتُ اللَّهَ لَهَا وَ لَکُمْ فَأَعْطَانِی مَا سَأَلْتُهُ یَا عَلِیُ‏ انْفُذْ لِمَا أَمَرَتْکَ بِهِ فَاطِمَةُ فَقَدْ أَمَرْتُهَا بِأَشْیَاءَ أَمَرَ بِهَا جَبْرَئِیلُ

آگاه باش که من به این حالت نیفتاده بودم مگر این که برای شما و فاطمه (علیها السلام) دعا کردم و خدا آنچه خواسته بودم به من عطا فرمود.

ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر می کند، انجام ده; زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است.

وَ اعْلَمْ یَا عَلِیُّ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیَتْ عَنْهُ ابْنَتِی فَاطِمَةُ وَ کَذَلِکَ رَبِّی وَ مَلَائِکَتُهُ یَا عَلِیُّ وَیْلٌ لِمَنْ ظَلَمَهَا وَ وَیْلٌ لِمَنِ ابْتَزَّهَا حَقَّهَا وَ وَیْلٌ لِمَنْ هَتَکَ حُرْمَتَهَا وَ وَیْلٌ لِمَنْ أَحْرَقَ بَابَهَا وَ وَیْلٌ لِمَنْ آذَى خَلِیلَهَا وَ وَیْلٌ لِمَنْ شَاقَّهَا وَ بَارَزَهَا اللَّهُمَّ إِنِّی مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بُرَآءُ

ای علی، بدان! از کسی راضی ام که فاطمه از او خشنود باشد، و همچنین پروردگار و فرشتگان از او خشنود خواهند بود.
ای علی، وای بر کسی که به او ستم روا دارد. وای بر کسی که حق او را بگیرد. وای بر کسی که هتک حرمت او نماید. وای بر کسی که درِ خانه او را بسوزاند. وای بر آن که همسرش را آزاردهد. وای بر کسی که از او عیب گویی کند و با او مبارزه نماید. خداوندا من از ایشان بیزارم و آنان نیز از من بری هستند. 1

.

خدا می داند چه قدر این روایت بار معنایی عمیق و عظیمی دارد. به ویژه در دو بخش:

1- آنجا که حضرت می فرمایند «ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر می کند، انجام ده; زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است.»

این یعنی حضرت صدیقه کبری پس از فقدان رسول خدا صلوات الله علیه، واسطه میان نبوت و امامت هستند.2

2- در یک بخش از روایت پیامبر خدا صلوات الله علیه می‌فرمایند: «وَیْلٌ لِمَنْ آذَى خَلِیلَهَا»

حضرت در اینجا نگفتند ویل لمن آذی بعلها، گفتند خلیلها.

خلیل به معنی صدیق، کنایه از صاحب اسرار و رموزی که به او القا می شود و از دیگران پوشیده است. و از لوازم معنی کلمه خلیل، دوستی و برادری و مودت است.3

یعنی نسبت میان امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهما السلام «خُلَّت»4 است. این زوج آسمانی، مخزن اسرار یکدیگر بودند.


1- بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏22 ؛ ص484

متن و ترجمه کامل این روایت را در این لینک مطالعه کنید.

2- بیشتر بخوانید: فاطمه سلام الله علیها واسطه نبوت و امامت

3- برگرفته از: التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، ج‏3، ص: 134

4- «خلت» مصدر و به معنى لابرلا داشتن، و محبت و اسرار را در خلال قلب جا دادن است.

تفاوت اسلام و فمینیسم در مواجهه با ظلم نسبت به زن

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

اسلام برای رفع ظلم هم راهکارهای پیشینی دارد و هم راهکارهای پسینی. راهکارهای پیشینی مجموعه اقداماتی هستند که احتمال وقوع ظلم را کم می‌کنند یا به صفر می‌رسانند. راهکارهای پسینی، موجب توقف ظلم و عدم گسترش آن می‌شوند. البته اصالت در اسلام با راهکارهای پیشگیری‌کننده از وقوع ظلم است. بزرگ‌ترین تضمین عدم وقوع ظلم در اسلام تقواست و انسان‌های متقی. قانون و احکام پسینی، راهکار ثانوی اسلام  برای ممانعت از ظلم است.

خلأهای قانونی و فقهی در حقوق زنان و خانواده (1) حق ازدواج زنان و دختران

بسم الله النّور

 

فقه شیعه به لحاظ جامعیت روایات و منابع استنباط فقهی کامل است و نمی‌توان نسبت نقصان یا خلأ به آن داد. ویژگی متمایز فقه امامیه در پویایی است، پویایی‌ای که موضوعات فقهی جدید هرزمانی را پاسخگوست.

آنچه در عنوان این مطلب ذکر شد، حاکی از نقص فقه نیست، بلکه ناشی از نوع نگرش و شیوه نگارش فقه است. به اذعان متخصصان، فقه ما مردانه نگاشته شده است؛ یعنی احکام حول مسائل مردان، از منابع استخراج و تبیین شده‌اند و همین موضوع، موجب خلأهای متعدد در مسائل مبتلابه زنان و خانواده شده است.

چندهمسری مردان، به‌مثابه حق زنان (3) (وضع موجود)

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

و لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

.

بدون شک همه ما می‌دانیم که به دلیل فرهنگ‌سازی اشتباه و ظلم‌هایی که بر همسران مردانی که تعدد زوجات را اختیار کرده‌اند رفته است، موانع گوناگونی برای اجرای آن به روش درست اسلامی وجود دارد. هدف این مطلب، تبیین موانع از جهات گوناگون و راهکارهای برون‌رفت از آن است.

  • عرف: به نظر حقیر بدون شک یک از مهم‌ترین موانع تحقق تعدد زوجات به روش اسلامی در جامعه ما، عرف است. عرف محصول رفتار اشتباه انسان‌هاست. رفتارهایی که در طول زمان شکل می‌گیرد و تبدیل به عادت، رسم و یا سنت اشتباه در یک جامعه می‌شود.

دین جدید

بسم الله النّور

در روایت داریم وقتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه ظهور می کنند، همه گمان می کنند دین جدیدی آورده شده است.

سَأَلْتُهُ عَنْ سِیرَةِ الْمَهْدِیِّ کَیْفَ سِیرَتُهُ قَالَ یَصْنَعُ مَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) یَهْدِمُ‏ مَا کَانَ قَبْلَهُ کَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَمْرَ الْجَاهِلِیَّةِ وَ یَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیدا»* 

«خدمت حضرت صادق(ع) عرض کردم: سیره و رفتار مهدی چیست؟ فرمود: همان کاری را که رسول خدا(ص) انجام داد، مهدی هم انجام می دهد. بدعت های موجود را خراب می کند. چنانکه رسول خدا(ص) اساس جاهلیت را منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا می کند.

ظن نزدیک به یقین بنده این است که یکی از موارد مهمی که دین را در نظر مردم و علما جدید جلوه می دهد مسائل و مباحث حقوق زن در اسلام است.

انقدر که انسان نظرات رنگارنگ می خواند و می شنود!

در این عبارت تأمل کنید:

قطعا اگر تفریط گذشتگان در مورد مسائل زنان نبود، افراط فمینیسم در جامعه ما اجازه ظهور و بروز پیدا نمی کرد.


*بحارالانوار، ج 52، ص 353


بسم الله الرحمن الرحیم
ان شاءالله در اینجا به عنوان
«کرسی آزاداندیشی مجازی زن و خانواده»
دیدگاه هایم را در باب موضوعات مختلف پیرامون زنان با تمرکز بر تعریف و تبیین جایگاه و نقش زن و خانواده در اسلام و قرآن خواهم نوشت.
مشی کلی این وبلاگ نگاه منصفانه و واقع بینانه در قضاوت بین آراء گوناگون و متنوع صادر شده از متفکران و نظریه پردازان شرقی و غربی است، لذا جهت گیری های فمینیستی و امثالهم در اینجا اعتباری ندارند.
مطالب مندرج در این وبلاگ نتیجه سال ها مطالعه و برآیند آموخته های بنده است که در جهت منویات امام خامنه ای آن ها را به اشتراک میگذارم. طبیعتا نظراتم نه نظری نهایی و جامع است و نه بدون اشکال. فقط فتح بابی است برای جور دیگر نگریستن به جنس «زن».
نظرات در این وبلاگ باز است و همه ی نظرات موافق و مخالف به شرط عدم توهین محترمند و فقط نظرات حاوی توهین حذف خواهند شد.

لازم به ذکر است هر گونه کپی برداری یا نشر مطالب وبلاگ «صالحات» منوط به اجازه نویسنده ی وبلاگ است.
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan